السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
467
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
ميان مردم با سخنان حكمتآميز مردم را به حقيقت ره مىنمود . از سويى خداوند همين پيشنهاد را بر داود عرضه داشت ولى او بر خلاف لقمان قضاوت گرى را پذيرفت و با سختىهايى رويارو شد . او بارها در ديدار با لقمان به او مىگفت : خوشا به حالت كه هم از حكمت الهى بهره بردى و هم سختى را از خود دور ساختى . لقمان فرزندش را چنين اندرز مىداد : فرزندم ، از روزى كه به دنيا آمدى از دنيا روى گردان و به سوى آخرت پيش برو و خانهاى كه تو خود به سوى آن مىروى بسى نزديكتر از خانهاى است كه از آن روى گردانده و دور شدهاى . فرزندم ، در محفل دانشمندان زانو به زانوى آنان بنشين و هرگز با آنان جدال مكن ، از دنيا به قدرى بهره گير كه و بال ديگران نباشى و نيازمند نگردى ، تا اندازهاى روزه بدار كه افسار شهوتت را در دست گيرى نه آنكه [ در روزهدارى زيادهروى كنى تا ] شيرينى نماز را از كف دهى ؛ چرا كه نماز نزد خداوند بسى فضيلتمندتر از روزه است . فرزندم ، دنيا دريايى عميق است كه بسيارى در آن غرق شدهاند ؛ پس كشتى خويش را از ايمان بنا ساز و بادبان آن را از توكل برپا دار و توشه راهت را پرهيزگارى قرار ده و بدانكه اگر از اين دريا نجات يافتى رحمت خداوند تو را فرا گرفته است و اگر غرق گشتى گناهان بسيارت تو را از نجات بازداشته است . فرزندم ، اگر در كودكى تربيت شدى در بزرگسالى سودش را خواهى ديد . فرزندم ، در دلت چنان خداترس باش كه اگر در روز رستاخيز كردارهاى نيك همه جن و انس براى تو بود بازهم به خود مطمئن نباشى و چنان به خدا اميد بند كه اگر گناهان همه جن و انس در قيامت به گردنت باشد بازهم از بخشش الهى نااميد نگردى . در اين هنگام فرزند لقمان از پدرش پرسيد : چگونه ممكن است كه انسانى در يك زمان دو حالت متضاد [ خوف و رجاء ] را دارا باشد ؟ لقمان فرمود : فرزندم ، اگر قلب مؤمن را بشكافى دو دريچه نور را در آن